خسته یعنی صفر...!
 
قالب وبلاگ
نويسندگان
پيوندهای روزانه

گفتی که تا به روزقیامت,قهر,فردا قیامت است,وشب ام بیدار دست تو وشفاعت فرداروز,دست از سرسیاهی شب بردار در این یتیم خانه که میبینی یک"کودک"است ورنگ به رویش نیست,دستش ببین ,ببین به خدا سرد است,گرم است دستهای تو پس بگذار تنگ غروب تا که تو میرفتی شلاق"غیبت" ات به تنش میخوردلبخندمیزدت که:مباهات است,این تازیانه های مسیحاوار بی سرپناه دست تودراین ظهر,این تشنه,"کودک"است که میمیرد,ازماسراغ دست تورا میگیرد"کو آن بهارخوب سخاوت بار؟"افطارمیشدوپدرش میگفت:"لبهای روزه را به دعا واکن"این روزها تمام به پای تو,افطار را به دست خدا بسپار...

[ ] [ ] [ مدیر ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
 
آرشيو مطالب
امکانات وب