تو به من خندیدی

تو به من خندیدی و نمیدانستی

من به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدم

باغبان از پی من تند دوید,سیب را دست تو دید

غضب آلوده به من کرد نگاه

سیب دندانزده از دست تو افتاد به خاک

وتورفتی و            خش خش گام توتکرارکنان

میدهد آزارم

من غرق این پندارم

که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت

 

/ 0 نظر / 6 بازدید